تبلیغات
یا صاحب الزمان (عج)
Untitled Document
دریافت کد خوش آمدگویی
دعای فرج
11:28 ق.ظ
1062
تاریخچه وقف در ایران
سابقه وقف در ایران به قبل از اسلام برمی گردد، به طوری که نذورات و وقف اموال به آتشگاه ها و معابد در ایران باستان متداول بوده است. در این دوران عمده ترین زمین های فئودالی، املاک خالصه وقفی بوده و در دوره هخامنشیان، معابد بر املاک وسیعی تسلط داشتند که این زمین ها از طرف پادشاه و یا بزرگان و فئودال های محلی به منظور جلب پیشوایان مذهبی به پرستشگاه ها هدیه می شد. کشاورزانی که در این قبیل زمین ها به کشت و زرع مشغول بودند، سهم مالکانه را می باید به هیربد یا کاهن بزرگ می دادند. سلوکیان و اشکانیان نیز این شیوه را محترم می شمردند. 
ایران در سال 651 میلادی به تصرف سپاه اسلام درآمده و بنا به روایتی زمین های آن که عنوان «مفتوح العنوه»به آن اطلاق می شد، جزو اراضی موقوفه محسوب گردید. در قرون اولیه اسلامی اوقاف روند معمولی و عمومی خود را داشت، تا اینکه در نیمه دوم قرن چهارم هجری دیوان اوقاف ایجاد شد. این دیوان نقشی مشابه وزارتخانه در سازمان اداری امروز را داشت. از جمله وظایف دیوان مذکور کنترل و رعایت مفاد وقفنامه ها در خصوص چگونگی بهره برداری و نحوه استفاده اوقاف بود. اگر متولی وقف در این زمینه کوتاهی می نمود دیوان مزبور وقف را از او بازستانده و جبران خسارات را مطالبه می کرد. 
در دوره سلجوقیان اوقاف گسترش نسبتاً زیادی یافت و نظارت ویژه ای از طرف حکومت مرکزی بر اوقاف اعمال شد. در این دوران، مخصوصاً زمانی که خواجه نظام الملک نقش وزارت را به عهده داشت موقوفات زیادی را به ویژه برای احداث، نگهداری و اداره نظامیه ها به وجود آورد.
در دوره مغولان به ویژه در اوایل تسلط آنان بسیاری از املاک موقوفه مصادره و به صورت املاک خالصه دولتی در آمد. ولی پس از تشرف به اسلام خود مشوق اوقاف شدند، به ویژه در دوران غازان خان که موقوفات زیادی برای امور خیریه ایجاد شد. اهمیت و وسعت موقوفات به ویژه در دوران رشیدالدین فضل الله موجب شد تا تشکیلات منظمی برای اداره موقوفات و تحت نظارت قاضی القضات به وجود آید. شرح و بسط بیشتر اوقاف این دوره را می توان در کتاب تاریخ مبارک غازانی ملاحظه کرد.
بیشترین توسعه اوقاف مربوط به دوران صفویه است. در این دوران شاهان صفوی به ویژه شاه عباس اول همه اموال، رقبات و املاک خالصه را وقف کرد. به تبعیت از پادشاه بسیاری از حاکمان مناطق نیز املاک فراوانی را در سر تا سر مملکت به صورت وقف درآوردند. در این دوران بسیار از املاک، وقف مقاصد خیریه مخصوصاً وقف بقاع متبرکه و از همه بالاتر آستانه امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه (س) در قم شد. شاید بتوان گفت در زمان شاه عباس اول بیش از هر دوره دیگری بر تعداد املاک موقوفه اضافه شد. همچنین به دلیل توسعه فراوان اوقاف در زمان صفویه تشکیلات نسبتاً وسیعی برای اداره اوقاف ایجاد شد. 
در دوره نادر شاه، برخلاف گذشته اوقاف محدود شد؛ به گونه ای که در سال های آخر سلطنت نادرشاه، طی فرمانی همه اوقاف به صورت املاک خالصه درآمده و تحت عنوان «رقبات نادری»در دفاتر مخصوصی ثبت شد. با توجه به اوضاع و احوال پیش آمده در این دوران برخی از متولیان نیز از فرصت استفاده کردند و به دلیل فرصت طلبی یا عدم موافقت با فرمان دولت، وقفی بودن املاک تحت تولیت خود را انکار کردند و یا برای جلوگیری از تصرف دولت به نام خود ثبت می کردند.بنابراین از زمان نادر شاه حرمت و قداست اوقاف و قبح موقوفه خواری از بین رفت و در واقع از آن تاریخ به بعد هیچ گاه اوقاف عظمت و شکوه قبلی خود را بازنیافت.
بعد از برقراری مشروطیت نیز با وجود ایجاد وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه سیاست خاص و سازنده ای درباره اوقاف به اجرا درنیامد. در سال های 1330 قانون فروش املاک موقوفه و در جریان اصلاحات ارضی اجازه طولانی مدت 99 ساله پیش بینی شد که این قوانین به دلیل مخالفت رهبران مذهبی به صورت کامل به اجرا درنیامد و تنها بهانه ای برای از بین رفتن تعدادی از اوقاف شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دیماه 1363 قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و نام آن به «سازمان حج و اوقاف و امور خیریه»تغییر یافت ولی نقش، وظایف و تشکیلات آن به گونه ای که با نیازها امروزی مطابقت داشته باشد تغییر چندانی نیافت.(1)

پی نوشت ها
1: صادق بختیاری، سنت وقف و نقش آن در توسعه اقتصادی و اجتماعی،روزنامه ایران، 29/1/84



طبقه بندی: سیاسی _اجتماعی، اخلاقی، اعنقادی_مذهبی،